الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 24

الغدير ( فارسي )

و هر آنكه از اين كتب بهره مند مىشود پاداش علماى عاملين را بشما عطا فرمايد . آقاى من . آقاى مظفرى . از مضمون مرقومه شما دريافتم كه نامه كوچك من كه مشتمل بر اذعان به بعضى از مزاياى « الغدير » است مورد توجه و پسند خاطر آن جناب واقع گشته . و اين از فضل پروردگار و از اثر علقه دوستى آن جناب نسبت به من است كه نامه مرا پسنديده و به نظر مؤلف دانشمند و معظم ( الغدير ) رسانيده‌ايد ، خداوند شما و ايشان را براى يارى دين حق و حمايت اهل آن باقى بدارد . و آن جناب به منظور تشجيع و نوازش من مضافا بر عواطف و احسان ) بمفاد مثل مشهور - آسمان بر دريا مىبارد ، در حالتى كه از آب دريا بهره ميگيرد . ( از شما تقاضا فرموده‌اند كه موافقت در نشر نامه من بفرمائيد ؛ و شما هم از نظر تواضع ( و اين از ادبى است كه در پرتو آل محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله بشما عنايت شده ) - يعنى : تواضع بدون قرب و آشنائى : از من استفسار فرموده‌ايد كه چنانچه مايل بانتشار آن باشم و نشر چنين نامهء را با خصوصياتى كه در متن و كلمات آن هست براى خود زيان آور ندانم موافقت خود را بوسيله شما اعلام نمايم و مؤلف معظم له آن را عينا در مجلد هشتم « الغدير » درج و منتشر سازند . . ! ؟ چه خاطرهء شيرينى ؟ ! و چه بشارت زيبا و چه بشارت زيبا و مطلوبى ؟ ! كه مرا بدان آگاه نموديد . من چگونه دوست ندارم و نخواهم كه نام من ( سعيد ) بدوستى شما و بدوستى خاندان من و شما نسبت بخاندان و عترت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مرتبط و درج گردد ؟ ! ! و سخنان بىارج من در چشمهء جوشان و گوارا و مخزن جاودان « الغدير » باقى بماند ؟ ! كه هر فرد با ايمان و خردمند از آن بنوشد و از زلال ايمان سيراب و از نعمت يقين سر تا پاى وجود او پر گردد و در نتيجه مؤلف و نويسندهء آن را بنيكى ستايش و ياد نمايد . راستى اگر توجه و عنايت آن استاد بزرگوار نبود چنين موهبتى شامل من نميگشت و چنين افتخارى احراز نميكردم آن هم چنان افتخارى كه نه